محسن عباس نژاد
52
قرآن و طب ( فارسى )
زياد بين طبقات فقير و غنى و شروع تسلسل معيوب استثمار و استضعاف را نيز مانع شده و جامعه يا جوامعى را از عوارض اين چرخهى مشكلساز حفظ مىكند و تا مصداق آيه : ظَهَرَ الْفَسادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ « 1 » نشوند . از جملهى اين آيات كه نمونههاى آن در قرآن بسيار است مىتوان به 9 آيه از آيات سور مختلف اشاره كرد كه در آنها مكرر با مفهومى نزديك به هم به انسان يادآورى شده است : خداوند هركه را بخواهد رزق وسيع دهد يا تنگ روزى كند : مثلا در آيهى 30 سورهى اسراء / 17 مىفرمايد : إِنَّ رَبَّكَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ يا اللَّهُ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ « 2 » همچنين : آيهى 82 ، سوره قصص - آيهى 62 ، سورهى عنكبوت - آيهى 37 ، سورهى روم - آيهى 36 و 39 ، سورهى سبأ - آيهى 52 ، سورهى زمر - آيهى 12 ، سورهى شورى ) . گرچه اين دو حالت وسعت رزق يا تنگى معيشت شايد براى انسان نوعى آزمايش باشد تا واكنش او را در وضعيت رفاه يا بحران اقتصادى ارزيابى كند همان گونه كه خداوند مىفرمايد : فَلا تُعْجِبْكَ أَمْوالُهُمْ وَ لا أَوْلادُهُمْ إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ بِها فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ تَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَ هُمْ كافِرُونَ . « پس نه اموال و نه اولادشان تو را به شگفتى نيندازد جز اين نيست كه خداوند مىخواهد آنان را در زندگانى دنيا به اين وسيله مجازات كند و در حال كفر جانشان بدر رود . » « 3 » يا مشابه آن را كه در آيات 55 و 56 سورهى مؤمنون / 23 مىيابيم . ولى در آيات بسيارى هم مىبينيم كه خداوند عوامل و امورى را به عنوان زمينهسازهاى وسعت روزى مردم متذكر مىشود كه از آن جمله شكر نعمت ( آيهى 7 سوره ابراهيم / 14 ) تلاش و كوشش خود افراد ( آيهى 15 سوره ملك / 67 ) تقوى و پرهيزگارى ( آيهى 96 سوره اعراف / 7 ) يا ( آيهى 2 و 3 سورهى طلاق / 65 ) و كفر و ظلم و طغيان را نيز از جمله موجبات كاهش روزى يا قطع آن مىشمارد ( آيهى 17 تا 23 سورهى قلم / 67 و آيهى 124 سورهى طه / 20 ) . علاوه بر اين در آيهى 32 سورهى زخرف / 43 هم خداوند مبناى اختلاف در تقسيم روزيهاى بين مردم را مربوط به تعاون و برخوردارى افراد از يكديگر دانسته و مىفرمايد : نَحْنُ قَسَمْنا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِيَتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِيًّا وَ رَحْمَتُ رَبِّكَ خَيْرٌ مِمَّا يَجْمَعُونَ . ؛ « ما زيست مايهشان را در زندگانى دنيا در ميان آنها تقسيم مىكنيم تا بعضى از آنان بعض ديگر را به خدمت بگيرند و رحمت پروردگارت بهتر است از آنچه گرد مىآورند . » به اين ترتيب مىبينيم كه اختلاف معيشت را بايد لازمهى حركت و جريان سالم اجتماعى دانست چون اگر همهى مردم از نظر استعداد و وضع زندگى يا موقعيت اجتماعى در يك پايه و درجه بودند . اصل تعاون و خدمت به نوعى متزلزل شده و بهرهمندى مطلوب مردم از يكديگر صورت نمىگرفت . 3 - در قرآن حدود 40 آيه را به عنوان رهنمودهاى ارشادى امر تغذيه مىيابيم كه خداوند در اين آيات انسان را نسبت به برخوردارى از غذاهاى حلال و مناسب فرامىخواند و در پايان برخى از اين آيات او را به شناخت منعم و شكرگزارى ذات لايزالش نيز يادآورى مىفرمايد . از جملهى اين آيات مىتوان آيههاى 23 و 172 سورهى بقره / 2 - 88 سورهى مائده / 5 - 99 و 142 سورهى انعام / 6 - 10 و 11 و 66
--> ( 1 ) . روم / 41 . ( 2 ) . رعد / 26 . ( 3 ) . توبه / 55 .